تبليغاتX
عاشقونه
شعر و ترانه

با تو بودنو یه بار تجربه کردم

بی تو موندنو ولی روزی هزار بار

زنده بودنو فقط یه لحظه، امّا

مرگُ روزی صد دفعه زیر یه آوار

 

زیر آوار نبودنت شکستم

پای تکرار نبودنت تکیدم

تو واسم قصه نبودی که تموم شی

بعد هر مرگی بازم به تو رسیدم

 

با تو بودنو یه بار تجربه کردم

امّا شد قشنگترین لحظه دنیام

تو نباشی زنده موندن خنده داره!

عمری رو که بی تو باشه، نه، نمی خوام

 

لحظه هام انگاری واقعی نبودن

تو رو خواستن، با تو بودن شد مث خواب

تو رو اون کسی که می پرستی یک بار

تو همون خواب دوباره، اشکامو دریاب

 

جون هر کی دوست داری بگو هنوزم

یاد اون وقتا که با من بودی هستی؟

هیچ یادت هست که کی بود واست می مُردش؟

یادته دل کدوم مرد و شکستی؟

 

آخه دیوونه دیگه کجای دنیا

یکی هست که قدّ من تو رو بخوادت؟

کیه حتی حالییَم ازش نپرسی

اما اون تا ابد بمونه یادت؟

 

منتظر نشو که این قصّه تموم شه

قصّه من آخر خوشی نداره

تو دلت نازکه، میشکنه یه وقتی

با اجازه ات می میرم بازم دوباره

 

نیمه شب شد من برای بار آخر

آخر همین ترانه باز می میرم

از کسی که داره جونمو می گیره...

خنده داره، نه؟ سراغ از تو می گیرم...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:52  توسط بهروز بیات | 

به نام خدا

 

با سلام

خوشحالم که از این طریق می توانم عاشقانه های (گاه ناشیانه ام) را با شما قسمت کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:50  توسط بهروز بیات | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمامی اشعار موجود در این وبلاگ دارای مجوز وزارت ارشاد می باشد و تمام حقوق این وبلاگ محفوظ است. استفاده از مطالب این وبلاگ، تنها با ذکر نام نویسنده واجازه’نویسنده’ وبلاگ مجاز است.

نوشته های پیشین
تیر 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1386
مرداد 1386
پیوندها
فضای درون
سایت کلبه
شبگویه
حرفی از جنس دل
همترانه همصداشو
همرنگ چشمهایت سکوت میکنم
یغما گلرویی
بهارحق شناس(حرفهای نگفته ام با تو)
سالهای تا كنون
و اما عشق...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM